با مرگ هم آرامشي در انتظارم نيـســت
وقتي كه جز آتش، رفيقي در كنارم نيست
ماندن در اينجا كار بيهوده ست ، رفتن نيز
وقتي كه جز غم توشه اي در كوله بارم نيست
بـايـد قـدم بر راهِ رفتنهــا بياسايم ، ...
بايد بياسايم ، ولي آن سايه سارم نيست
گفتم بميرم شايد اين آرامشم باشد !
آرامش آيا ميتوان وقتي كه يارم نيست ؟!
اي كاش از اول دو چشم من نميديدش
آن مهرباني را كه در چشمانِ تارم نيست
اينجا چرا اينقدر تاريك است ؟! مي ترسم ...
آن مهربـــان آخر چرا امشب كنــارم نيسـت!؟
هی
دوباره حرمت این روزهای منی
هی هُرم همین نفس های من !
و های، هایِ دیروزم
که بی تو تمامم نکرد و رفت و ...
آمد این لحظه ی بی تو
.
.
رفت و آمدِ این لحظه ی بی تو!
*
شد آمدِ این نابهنگامی
ترنُمِ نام تو را مویه میکند
.
.
که وا بشوم از پنجره ی واو خود
که وا بشوم از پنجره ی واو خود
که وا بشوم از پنجره ی واو خود
واو ِ خود بشوم از پنجره ی وا بشوم از ...
... که خود این لحظه ی بی تو
با تو وا بشوم از پنجره ی واو خود آمد این لحظه ی بی تو !
هادی اسماعیل نژاد(آصف)
مهر ۹۰
پوستر فراخوان مقاله ی انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
پوستر فراخوان مقاله در ابعاد بزرگتر

دشنه در سینه ی تو می گرید،
خون
به
خون
خون
به
خون
مُکـــــــــــرر
... هاااای
زخمه ای میزند به چنگَش پیر،
(وای و وِیلا) به شِروه خوانی، ... واااای
ن و
یا فُ
لَ رو
فوَّرانِ نَفَس به خونآبه، غ َ دو ، ...
پــــــــــــایــــــــــانَشـــــــــــ....
دستِ من را فشار قفلی شد،
ت
خون جهاندَ برایِ آخَــــــ....ر ، نای
در غروبِ نگاهـِـ غمگینَت،
شب قراری گرفت، بی مهتاب
تار و بی رُزن و بدونِ سَحاب،
شب به چشمانِ تو گرفته ست جای
عاشقِ کشته ام خداحافظ ،
مرگِ پاکِ تو را نمی
گ
ر
یَ
م
من ، ...
پُر از گریه هااایِ خویشطنم ،
دردِ خود را دهم به شِکوَت آی...
(برای صحیح خواندن شعر فوق، لازم به ذکر است که : قالب شعر غزل است و بر اساس تکرار وزن فاعلاتُن مفاعلن فعلُن سروده و به صورت کانکریت نگارش شده است)
هادی اسماعیل نژاد(آصف)
۳۰ خرداد
همیشه راست میگفتی، الف به قامت رعنات کم ز مستی منعا
همیشه راست میگفتی یاءِ متکلم وحده
که راست میزنی از چپ به ساحت منعام
گر چه چپ میزدم به راست بی عینی به ساحت منعات
همیشه خواست میشود اینگونه گزنه گونه گیت
وقتی که قلبها خونی لبهایمان میشود!
همیشه راست میگفتی دروغگویی ات را به ساحت من نه منم هات .
بعداً بیشتر درباره اش خواهم نوشت .
5 اردیبهشت 1390
یک قطره از فرازِ جهان بر زمین چکید
از اَبرِ تیره ای که به بالایِ کوچه هاست
چرخید و چرخ زد به هوا ، تاب و تاب تا ...
بر رویِ شانه هایِ جوانی رسید و مُرد
ناگاه لشکری دگر از قطره هایِ کین
شلاغ وار بر سر و رویش هجوم بُرد .
1386
و این هم خبری که قولش رو داده بودم!
وبلاگ تخصصی زبان و ادبیات فارسی
با هدف معرفی بیشتر فرهیختگان ادبی ، شاعران جوان ، نقد و آموزش و قرار دادن مقالات ادبی تخصصی ....
با همکاری سرکار خانم درویش و تنی چند از دانشجویان فعال و نخبه گروه ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی و احد تهران شمال راه اندازی شد.
امیدوارم شما دوستان عزیزبا نقد و نظر کارشناسانه خود ، ما را در رفع نواقص و غنی تر شدن مطالب یاری فرمائید.
سپاس از حضور شما دوستان عزیز
در
وبلاگ تخصصی زبان و ادبیات فارسی
دوستان عزیزم سلام :
به زودی با یک اتفاق بسیار خوب در وبلاگم در خدمتتان خواهم بود .
منتظر باشید
آنجا که کلام از سخن باز می ماند،
موسیقی آغاز می شود.
"واگـنـر"


